X
تبلیغات
گرافیک ایران و جهان - زندگی نامه
مهدی صادقی : محمد پولادی 11 بهمن سال 1320 در قوچان متولد شد. خانواده او از نوادگان نادر شاه افشار و از سرشناسان قوچان بودند. نام خانوادگی‌شان هم افشاری بوده که بعدها تعدادی از افراد این خانواده تغییر نام دادند. پس از تولد ، مادرش فوت می‌کند و پدر که آن زمان فقط 19 سال داشته ، دلبسته همسر دیگری از یک خانواده متمول و سرشناس می‌شود و حاضر به نگهداری این نوزاد نیست. سرپرستی محمد را مادر بزرگش (مادر پدرش) عهده‌دار می‌شود. او مدیر دبیرستان و دبستان بوده و از این رو به او لقب مدیر الدیوان داده بودند. پس از فوت مادر بزرگ ، پولادی پنج شش ساله به خانواده و فرد دیگری سپرده می‌شود. سه سال بعد که آن فرد مرحوم می‌شود ، پولادی به خانواده دیگری سپرده می‌شود. در این ایام پدر او فرماندار قوچان است.
پولادی از همان زمان طفولیت نقاشی را فرامی‌گیرد و چهره شاعران و نامداران ایران را طرح می‌کند. دو نقاشی‌ای که پولادی در همان سنین از حافظ و سعدی طرح می‌کند در نمایشگاهی که بمناسبت دومین سالمرگش (1378) در فرهنگسرای نیاوران برپا شد ، نمایش داده می‌شود. او در 13 – 14 سالگی طرحی از یکی از سران کشور نقاشی می‌کند که مورد توجه قرار می‌گیرد. از قضا همان فرد قرار بوده برای سرکشی و بازدید به قوچان برود. شهردار وقت هم که از این تابلوی نقاشی باخبر می‌شود ، دستور می‌دهد آن را به شهرداری بیاورند. تابلو را به زور از پولادی می‌گیرند و در دفتر شهردار نصب می‌کنند تا فردا که آن شخص به قوچان می‌آید ، پرده‌برداری شود. طبق گفته همسر استاد ، پولادی نوجوان شبانه و مخفیانه از دیوار شهرداری بالا می‌رود و تابلویش را از آنجا برمی‌دارد و با خود می‌برد. از هول این ماجرا تا فردا در جایی مخفی می‌شود. وقتی خبردار می‌شود آن شخص وارد شهر شده ، تابلویش را می‌برد و به او نشان می‌دهد. بازدیدکنندگان تهرانی از این نقاشی که نوجوانی با این سن آن را طرح کرده ، مبهوت می‌شوند و او را سوال‌پیچ می‌کنند. پولادی در این بین از فرط خستگی ماجرای شب قبل ، به ناگهان بی‌هوش نقش زمین می‌شود. همانجا شاه دستور می‌دهد این پسر را برای تحصیل در هنرستان هنرهای تجسمی پسران تهران ، بورس کنند.
 

 
پولادی سال 1336 راهی تهران می‌شود و با مقرری اندکی که می‌گیرد ، جایی را اجاره و در هنرستان هنرهای زیبا شروع به تحصیل می‌کند. از اینجا زندگی هنری پولادی آغاز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. او که در دوره‌ هنرستان شاگرد برجسته و ممتاز بوده ، بلافاصله پس از این دوره در سال 1339 وارد دانشکده هنرهای تزیینی (دانشگاه هنر کنونی) می‌شود. پولادی جزو دانشجویان نخستین دوره این دانشکده است. در سال 1344 وقتی که هنوز دانشجو بود نشانه پیشنهادی وی در مسابقه طراحی نشانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزیده می‌شود. بدین ترتیب او یکی از ماندگارترین آثارش را ارایه می‌کند. در 1344 با مدرک فوق لیسانس گرافیک از این دانشگاه فارغ‌التحصیل و یک سال بعد ، با استفاده از امتیاز شاگرد اولی ، برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام می‌گردد. پولادی تحصیلاتش را در مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) بمدت یکسال ادامه می‌دهد و به کشور بازمی‌گردد.
پس از بازگشت در تاریخ 7/11/1346 به خدمت سربازی فراخوانده شده و در 7/5/1348 خدمت سربازی را به پایان می‌رساند. کمتر از دو ماه بعد در 1/7/1348 در رایو تلویزیون ملی ایران بعنوان گرافیست و طراح دکور استخدام می‌شود. پس از تغییرات فنی و ساختاری تلویزیون ایران که رنگی شدن مهم‌ترین ویژگی آن است ، در سال 1355 برای شرکت در دوره‌های آموزشی به شبکه BBC و سپس به شبکه ORTF فرانسه و بعد هم به شبکه WDR آلمان می‌رود. پولادی در فاصله سال‌های 1352 تا 1358 مدیریت گروه گرافیک تلویزیون آموزشی (شبکه دوم سیما) را برعهده داشت. او نخستین گرافیست تلویزیونی ایران است و تعداد زیادی کپشن (تصویرسازی تلویزیونی) برای برنامه‌های مختلف و بویژه برنامه‌های کودکان طراحی کرد. از 1359 تا 1362 در شصت برنامه تلویزیونی با عنوان "نگاهی تازه" به آموزش نقاشی برای بزرگسالان مبادرت ورزید.
پولادی در کنار کار حرفه‌ای به تدریس گرافیک هم اشتغال داشت. او پیش از انقلاب در دانشکده صدا و سیما و بعد از انقلاب هم در این دانشکده‌ها تدریس می‌کرد: دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه هنر ، دانشگاه الزهرا ، دانشگاه سوره ، دانشگاه آزاد و دانشکده صدا و سیما.
تصویرگری برای کتاب‌های کودکان از دیگر آثار اوست: ترانه‌هایی از چهار گوشه جهان (انتشارات تلویزیون – 1351) ، پرستویی که پرواز نمی‌دانست (انتشارات تلویزیون – 1358) ، حلزونی که خانه‌اش را گم کرد (انتشارات شباویز – 1364) ، کی من را به خانه می‌برد (انتشارت کارگاه نشر – 1369) ، افسانه‌ها (انتشارت شباویز – 1369) و گناه گرشاسب (انتشارات شباویز – 1371).
نمایشگاههای زیادی از آثار وی برپا شده است: نمایشگاه گروهی (هنرستان هنرهای زیبا – 1339) ، نمایشگاه انفرادی (تالار عباسی – 1341) ، نمایشگاه گروهی (دانشکده هنرهای تزیینی – 1344) ، نمایشگاه انفرادی (گالری صبا – 1344) ، سومین بی‌ینال تهران (؟) ، چهارمین بی‌ینال پاریس (؟) ، نمایشگاه مشتر ک با مرحوم شعیبی (گالری صبا – 1345) ، نمایشگاه گروهی (پارک ولیعهد – 1345) ، نمایشگاه جشن فرهنگ و هنر (1349) ، نمایشگاه کپشن‌ برنامه‌های کودکان (1349) ، نمایشگاه نقاشی (خانه آفتاب – 1351) ، نمایشگاه آثار سیاه قلم (گالری لیتو – 1353) ، نمایشگاه آثار سیاه قلم ( گالری لیتو – 1354) ، جشنواره هنری ادبی روستا (1365) ، جشنواره هنری ادبی روستا (1366) ، مسابقه بین‌المللی حرم امن (1368) ، نمایشگاه یادبود دومین سال درگذشت (فرهنگسرای نیاوران - 1378) و . . .
پولادی طراح گرافیک و کارشناس هنری چند مسابقه تلویزیونی هم بوده است: مسابقه از مدرسه تا مدرسه ، مسابقه علمی و یک مسابقه سی سوال. این هنرمند علاقه زیادی به ورزش شطرنج داشت و در برخی مسابقات جهانی این رشته ورزشی هم شرکت کرد.

محمد پولادی پس از 56 سال زندگی پرتلاش ، در سوم مرداد 1376 درگذشت و دو روز بعد در پنجم مرداد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا و در کنار آرامگاه دوست و کارگردان محبوبش ، علی حاتمی ، آرام گرفت.
آیدین آغداشلو درباره او می‌گوید:" . . . هاشورهای پولادی یک جور زمزمه شخصی است ، خط خطی کردن وردگونه و یک جور مراقبه بود. او تنها به یک وسیله پیله نکرد و در هر وسیله‌ای که برای نقاشی به کار می‌برد ، همچنان آن زمزمه هویدا بود".
هانیبال الخاص هم درباره‌اش گفته است:" کارهای پولادی نفس‌گیر است و من طراح با این توانایی ندیده‌ام. او آنقدر تمرین و مطالعه کرده بود که توانسته بود دست و چشمش را یکی کند".
علی اکبر صنعتی هم در مراسم دومین سال درگذشت پولادی گفته بود:" پولادی تای خود من است. بسیار زحمت کشید بدون اینکه ادعایی داشته باشد".
طراحان نسل امروز کمتر محمد پولادی را می‌شناسند و نهایت شناخت‌شان از این هنرمند محدود به نشانه کانون پرورش فکری کودکان است ، اما تاثیر کارهای او بر هم‌‌‌‌‌‌‌نسلان و برخی طراحان نسل دوم و سوم گرافیک و تصویرسازی ایران مشهود و قابل تامل است.
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

به گزارش سایت خبری رسم و به نقل از سایت تودی پوستر ، متن فراخوان سومین نمایشگاه سالانه تایپوگرافی اسماالحسنی منتشر شد. سومین دوره این نمایشگاه در حالی برگزار می‌شود که برگزیدگان دوره دوم هنوز جوایز خود را دریافت نکرده‌اند. برخی شرایط و ضوابط این فراخوان به این شرح است:

 

شرایط شرکت :

ـ تاریخ خلق اثر محدودیتی ندارد.
ـ آثار ارسالی می‌بایست بصورت فایل تصویری با فورمت jpeg یا tiff و کیفیت 300 dpi در قطع 70 x50 سانتی‌متر بهمراه پرینت رنگی A4 ارائه شوند ( آثاری که پرینت آنها کوچکتر یا بزرگتر از اندازه تعیین شده باشند حذف می‌شوند)
ـ برچسب اطلاعات و فرم ورود به نمایشگاه بصورت خوانا و کامل باید ضمیمه پرینت آثار گردد.
ـ حداکثر آثار ارسالی توسط هر هنرمند در هربخش 5 پوستر می‌باشد
ـ نمایشگاه در دو بخش مسابقه و آزاد برگزار می‌شود
ـ به جهت قضاوت و بررسی دقیق‌تر آثار در بخش رقابتی این دوره از نمایشگاه تنها تعداد معینی از اسماءالحسنی برای مسابقه انتخاب گردیده که به این شرح است: ارحم الراحمین ، احکم الحاکمین ، احسن الخالقین ، خیر الرازقین ، ذوالجلال والاکرام ، مالک الملک ، ذو الفضل العظیم ، رفیع الدرجات ، عالم الغیب و الشهاده ، اهل التقوی
ـ پوسترهایی که با استفاده از نوشته‌هایی مثل عنوان نمایشگاه ، مکان یا تاریخ برگزاری و یا اسامی غیر از اسماء تعیین شده طراحی شده باشند در صورت انتخاب هیات داوران در بخش خارج از مسابقه به نمایش درمی‌آیند

ـ پوسترهای ارسالی به دبیر خانه پس از مهلت تعیین شده در نمایشگاه شرکت داده نخواهد شد
ـ آثار ارایه شده به هیچ وجه مسترد نمی‌شود


جوایز :

ـ جایزه "خلاقیت برتر و ایده نو" به مبلغ پنجاه میلیون ریال وجه نقد که از سوی حامیان نمایشگاه اهدا می‌شود
ـ جایزه ویژه شامل لوح افتخار و مبلغ پانزده میلیون ریال وجه نقد
ـ جایزه نفر اول شامل دیپلم افتخار و مبلغ ده میلیون ریال وجه نقد
ـ جایزه نفر دوم شامل دیپلم افتخار و مبلغ هفت میلیون ریال وجه نقد
ـ جایزه نفر سوم شامل دیپلم افتخار و مبلغ پنج میلیون ریال وجه نقد
ـ بعلاوه سه لوح تقدیروسه هدیه نقدی هر یک به مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال به برگزیدگان بخش آزاد تعلق می‌گیرد
ـ سایت TtodayPosters مجاز است از آثار ارسالی برای چاپ در کتاب ، ارایه در نمایشگاه و مواد تبلیغی و تبلیغات و نشر الکترونیک و . . . استفاده کند
ـ کلیه آثار پذیرفته شده توسط هیات انتخاب در کتاب نمایشگاه به چاپ می‌رسد
ـ آخرین مهلت برای ارسال آثار پنج‌شنبه 18 مرداد و انتخاب آثار در روز دوشنبه 22 مرداد ماه 1386 می‌باشد
ـ متقاضیان شرکت در نمایشگاه جهت اطلاعات بیشتر و آگاهی از نحوه برگزاری و دریافت فرم شرکت در نمایشگاه می‌توانند با مراجعه به دبیرخانه موقت نمایشگاه واقع در خیابان کارگر جنوبی ، انتهای خیابان شهید لبافی نژاد ( نرسیده به جمالزاده ) ، پلاک 273 ، ساختمان ستاره ، طبقه 3، واحد 11 مراجعه و یا با شماره تلفن 66917853 تماس حاصل نمایند.

سایت مسابقه: اینجا

فرم شرکت در مسابقه:  اینجا

+ نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

عضوهیئت مدیره و دبیر انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، فارغ التحصیل گرافیک از دانشکده هنرهای تزئینی تهران، موسس و مدیر گروه گرافیک آگراندیسمان، آژانس تبلیغاتی ویژه گرافیک، موسسه فرهنگی هنری ویژه پردازان سبز، انتشارات ویژه نگار و ... با مشارکت ایرج زرگامی
عضو هیئت موسس انجمن های صنفی " طراحان گرافیک ایران " و " آژانس های تبلیغاتی ایران "
عضو سازمان جهانی تبلیغات ((IAA و مدرس دانشگاه و مراکز علمی و آموزشی در حوزه گرافیک، مدیریت بازاریابی و تبلیغات
آغاز به کار حرفه ای در حوزه تبلیغات از سال ۱۳۵۳ در آژانس های تبلیغاتی مشهور تهران مانند آوانگارد.
+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

استاد محمد بهرامی سال 1305 در کوهپایه‌های رحمت‌آباد رودبار متولد شد. پدرش ابوطالب بهرامی ، اهل تفرش و کارمند اداره دارایی بود. پدر طبع شعر و خطی خوش داشت.
استاد تحصیلات ابتدایی را در تهران در دبستان‌های خاقانی (خیابان شاهپور) و ناصر خسرو (خیابان ایران) گذراند. او از همان کودکی به نقاشی علاقه‌مند بود و پدر که استعدادش را شناخت ، وی را به هنرستان هنرهای ملی (اداره صنایع مستظرفه ) برد تا نقاشی بیاموزد.
دوره متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر به پایان رساند و سپس وارد دانشکده هنرهای زیبا شد.
بهرامی اهل ورزش هم بود و در باشگاه "نیرو و راستی" تمرین می‌کرد. زمانی که "منوچهر مهران" مدیر این باشگاه تصمیم می‌گیرد مجله "نیرو و راستی" را منتشر کند ، چون می‌دانست بهرامی نقاشی هم می‌کشد ، سفارش جلد مجله را به او می‌دهد. بهرامی هم شیر ایستاده‌ای را طرح می‌کند. این طرح جلد را برای چاپ ، به چاپخانه روزنامه اطلاعات که یکی از مجهزترین چاپخانه‌های آن زمان تهران بوده ، می‌برند. بطور اتفاقی ، احمد شهیدی ، سردبیر اطلاعات ماهانه این طرح را می‌بیند و درباره طراح آن پرس و جو می‌کند. شهیدی کارش را می‌پسندد و به او پیشنهاد همکاری می‌دهد. بهرامی در این زمان فقط 17 سال داشت.


احمد شهیدی جزو مدیران خوش‌فکر و با ذوق نشریات کشور است و در تاریخ گرافیک ایران ، حداقل دو نفر از پیشکسوتان را سراغ دارم که توسط او به جامعه مطبوعات راه یافتند : فردریک تالبرگ و محمد بهرامی. شهیدی این روزها ، دوران بازنشستگی را طی می‌کند و تا جایی که خبر دارم ، متاسفانه حال چندان مساعدی هم ندارد.


محمد بهرامی مدیر آتلیه اطلاعات می‌شود. کم‌کم به این فکر می‌افتد که مستقل شود. در سال 1325 نخستین آتلیه‌اش با نام " آرک " را با همکاری دوست و شاگردش جواد هاتف ، در خیابان لاله‌زار تاسیس می‌کند.
آرک جزو نخسیتن آتلیه‌های گرافیک در ایران است که سفارش‌های فراوانی هم داشت. بسیاری از استادان گرافیک و هنرهای تجسمی ، در این آتلیه کار کرده‌اند. از جمله مرتضی ممیز ، آیدین آغداشلو ، محمد احصایی ، علی اکبر صادقی ، پرویز کلانتری ، ‌محمد تجویدی ، بوریس آسیریان ، علی شاه‌میری ، حسین اسلامیان ، محمد علی زاویه ، علی اصغر معصومی ، عباس کوه‌زاد و بیوک احمری.
دو سال بعد آتلیه آرک به آتلیه بهرامی تغییر نام می‌یابد و پس از مدتی که سفارش‌ها بیشتر می‌شود ، آتلیه به مکان دیگری منتقل می‌شود. بهرامی آتلیه جدید را "پارس" نام‌گذاری می‌کند که در خیابان شاه‌آباد ، کوچه محمودی قرار داشت.
مجلات روشنفکری آن دوره نظیر " سپید و سیاه " و " فردوسی " ، در این آتلیه طراحی و لی‌آوت می‌شد. بهرامی از همین زمان ، تصویرسازی و مینیاتورهای شاهنامه را شروع می‌کند که بعدها در قالب یک مجموعه نفیس به چاپ می‌رسد.
بهرامی در ادامه توسعه حرفه‌اش ، چاپخانه گوتنبرگ را سال 1342 در خیابان سعدی ، راه‌اندازی می‌کند که از این دوره ، علاوه بر طراحی و لی‌آوت نشریات ، کم‌کم سفارش‌های بسته‌بندی را هم می‌پذیرد. بسته‌بندی سیگارهای اشنو ویژه ، آپادانا ، طوس ، فروردین ، گرگان و قهرمان ازاین جمله‌اند.
اسفند 1350 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، مراسم بزرگداشت استاد برگزار می‌شود. پروفسور سید حسین نصر در این مراسم درباره مینیاتورهای شاهنامه بهرامی می‌گوید: " این آثار هماهنگی کاملی با عظمت این کتاب که بزرگترین اثر ادبی ایران است ، دارند" .
دسامبر 1972 (1351) از سوی بخش فرهنگی سازمان ملل متحد ، آثار استاد در مقر این سازمان در نیویورک به نمایش گذاشته می‌شود. نیز اردیبهشت 1380 مراسم بزرگداشتی در خانه هنرمندان ایران ، برای استاد بهرامی برگزار شد.
استاد بهرامی پس از انقلاب ، چاپ گوتنبرگ را واگذار می‌کند و به تحقیق و تالیف درباره " تاریخ هنر ایران " می‌پردازد. استاد سالهاست که مشغول تالیف کتابی به همین نام است.

+ نوشته شده در جمعه 21 مهر1385ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |


مازیار زند متولد سوم اسفند 1356 در تهران است. وی تحصیلات خود را در رشته معماری تا کارشناسی ارشد ادامه داده و از سال 1377 فعالیت حرفه‌ای در زمینه‌ی گرافیک را آغاز کرده است.
مازيار زند تعدادی از پوسترهای خود را به کارگاه آورده تا در یک گالری جداگانه به نمایش گذاشته شوند.تصویرسازی‌ها و لوگوهای او در آینده در گالری‌های دیگری قرار خواهند گرفت. در ادامه نظرات مازیار زند درباره پوستر و نیز پوسترهای خودش که طی گفت‌وگویی با شیرین آزادی بیان شده را می‌خوانید.
گالری جدید پوسترهای مازیار زند

مازيار زند
من همیشه در مورد کارهای شما مشکل داشته ام. فرم ظاهری پوسترها آن قدر ساده است که مرا جذب نمی‌کند، بسیاری از آن‌ها را حتا پوستر نمی‌دانم و اگر قرار است پوستر اطلاع رسانی کند، در پوسترهای شما نقش اطلاع رسانی کم رنگ است.

تا چند دهه پیش پوستر وظیفه اطلاع رسانی داشت. امروزه با گسترش ارتباطات و دگرگون شدن نحوه ارتباط ، این وظیفه برعهده‌ی رسانه‌های دیگر قرار گرفته است. کمتر کسی اخبار و تازه‌ها را از طریق پوستر پیگیری می‌کند. آقای عابدینی به نقل از یک گرافیست می‌گفتند امروزه پوستر طراحی می شود فقط به این دلیل که طراحان دوست دارند پوستر طراحی کنند.

پس پوستر به شکلی که شما طراحی می‌کنید چه هدفی را دنبال می کند؟

پوسترهای من بیشتر به آرت گرایش دارند و تعریف آکادمیک پوستر به عنوان مدیوم اطلاع رسان در آن‌ها کمتر دیده می‌شود .
این پوسترها معمولا سفارش دهنده ندارند و سلف پروموشن Self Promotion هستند. من ذهنیات و ایده‌هایم را در قالب پوستر ارائه می کنم.
می دانی که ایده‌ بخش مهمی از هنرهای تجسمی است، در واقع مهم‌ترین بخش آن است. بعد از آن هنرمند به اجرای ایده‌اش می‌پردازد. هرهنرمند با مدیوم شخصی اش به ایده‌هایش تجسم خارجی می‌بخشد.

پوستر اثر مرحوم ممیزگرافیک ایران و آموخته‌های گرافیست‌های ایرانی بیشتر تحت تاثیر مکتب لهستان است که به شیوه‌ی روایی اجرا می‌شوند. بنابر این اکثر طراحان عادت کرده‌اند به ایده‌هایی فکر کنند که به شکل روایی اجرا می‌شوند و یا ایده‌هایشان را در قالب یک روایت بیان می‌کنند.

در پوسترهای روایی موضوع پوستر معمولا از طریق تصویرسازی بیان می‌شود.
به طور مثال در پوستر معروف" نخستین نمایشگاه هنر گرافیک آسیا" اثر مرحوم ممیز که دواتی روشن شده و در زمینه ای تاریک در حال نور پراکنی است با استفاده از تصویرسازی و المان های مشخص ساخته شده است.
بنابر این مخاطب پوستر در ایران تحت تاثیر این مکتب عادت کرده است پیش از هر چیز ، به این شکل به یافتن ایده در پوستر بپردازد. و اگر پوسترهایی را بییند که ایده‌ها در آن به شکل روایی بیان نشده فکر می‌کند ایده‌ای در آن وجود ندارد و پوستر نتوانسته رسالت خود را انجام دهد.
 فیلیپ آپولوا  Apeloig Philppeدر حالی‌که روش روایی تنها راه انتقال مفاهیم نیست.
مثلا در مکتب پوستر سوئیس این انتقال مستقیما از طریق فرم صورت می گیرد. روایتی درون پوستر نیست که شما را به مفهومی ارجاع بدهد.
تکیه این طراحان بر کنش میان فرم ها و انتقال مفاهیم از طریق رابطه بصری میان آن‌ها صورت می گیرد. پوستر های تایپوگرافی عموما از این نوع هستند.پوستر فیلیپ آپولوا Apeloig Philppe ( پوستر دوم ) نمونه ای از این نوع است.

در پوستر باران خانم کاترین زاسک Zask-Catherine ( پوستر سوم) مفهوم باران از طریق تغییر شکل در فرم حروف منتقل شده است.

با دیدن این نوع پوستر یاد این شعر سهراب سپهری می‌افتم که می گوید:
Zask-Catherine & Troxler" زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست."
می بینید که مفهوم شعر در فرم شعر هم نمایان است. تکرار صدای س همان یکسانی نفس هاست که شاعر می گوید.
یا پوستر تروکسلر Troxler ( پوستر چهارم) که مبتنی بر فرم است نه روایت.
طراحان سبک سوییسی با ترجمه ذهنی مفاهیم به فرم و رابطه فرم ها در پوستر، بیانی غیر روایی از موضوع ارایه می دهند.

من هم معمولا برای بیان مفاهیم از ایده های روایی استفاده نمی کنم . مثلا پوستر یادبود هنریک توماشفسکی پوستری غیر روایی است که به عقیده‌ی من ترجمه‌ی خود توماشفسکی است.
توماشفسکی در دوره ای که طراحان گرافیک دنیا به دیزاین و رابطه دقیق بصری عناصر با هم و فرم و رنگ در پوستر اهمیت می دادند، می گفت من کارهایم را دیزاین نمی کنم. او آزادانه روایتی از مفاهیم را در قالب ایده هایش تصویر می کرد.
من برای این پوستر( پوستر پنجم) از مشخصه‌ای که به او مربوط باشد استفاده نکرده ام. به همین دلیل خیلی از افرادی که این پوستر را می‌بینند می‌گویند این توماشفسکی نیست فقط چند مربع است.
البته در پوستر دیگری که برای توماشفسکی طراحی کرده ام ( پوستر ششم) از یکی از کارهای خودش ایده گرفتم اما با بیانی امروزی و زبان و لهجه‌ی خودم . این پوستر پوستری روایی به حساب می آید.

Maziar Zandتا به حال تحت تاثیر کدام معلم یا طراح گرافیک بوده اید؟

مهمترین معلم پوستر من آقای رضا عابدینی هستند که بر روی نحوه نگاه کردن و برخورد با پوستر روی من تاثیر گذاشتند.

ولی کارهای شما شبیه به کارهای آقای عابدینی نیست.

اگر شما مثل کسی کار می کنید ایراد از شماست. من سعی می کنم تحت تاثیر هیچ طراحی قرار نگیرم. هرچند وقتی کارهای تروکسلر را می بینم فکر می کنم پیش از من همه آن هایی را که باید تجربه می کردم تجربه کرده است. اما با این وجود کارهایم شبیه به او نیست.

حالا که می گویید سعی می کنید شبیه به کسی طراحی نکنید و خودتان باشید من به دنبال چه نقطه مشترکی در کارهایتان باید بگردم که نشان دهنده شما باشد؟

سادگی پوستر ها نقطه مشترک آن هاست. معمولا از عناصر کمی در پوستر استفاده شده است . اگر نقطه است. فقط نقطه است. اگر عکس است فقط یک عکس است. معمولا فقط از یک ایده و یک تکنیک در هر پوستر استفاده می کنم.

چرا این قدر از رنگ قرمز استفاده می کنید؟

در کارهای من رنگ نقش مهمی بازی نمی کند. در واقع اتفاقات درون پوستر، وابسته به رنگ آن نیست و در انتقال مفهوم کمکی نمی کند. شاید رنگ خیلی از پوسترها را عوض کنید وساختار پوستر تغییر نکند.
استفاده از قرمز به علاقه شخصی من به این رنگ بر می گردد. فکر می کنم قرمز پر از انرژی است، می خواهد به شما حمله کند و وارد ذهنتان شود . بعید است از کنار یک پوستر قرمز عبور کنید و آن را نبینید.

پوسترهای مازیار زند


+ نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |